برخی پیامدهای این نهضت که در آثار طرفداران جنبش زن مدارانه، از آن به عنوان آثار مثبت یاد می شود، به شرح ذیل است:
الف) شرکت زنان در تصمیم گیریهای اجتماعی و سیاسی در سطح خرد و کلان؛
ب) کسب استقلال اقتصادی زنان؛
ج) بدست آوردن حس اعتماد به نفس زنان برای حضور در صحنه های قدرت اقتصادی و سیاسی؛
د) ایجاد تردید در بسیاری باورها و آموزه های سنتی و متقاعد ساختن رهبران و اندیشمندان به بازنگری در آموزه ها؛
هه) حضور زنان در عرصه های علمی، ادبی و هنری و ارتقای سطح فرهنگی آنان.
برای ادامه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید.
با حضور گسترده و بدون قید و بند زنان در اجتماع و غلبه فرهنگ آزادی جنسی برای دو طرف محیط و شرایط بیش از گذشته برای کامجویی های خارج ازچارچوب قانونی مساعد شده است. و در این جا است که برتری جسمی مردان باعث افزایش چشمگیر تجاوزات جنسی در این محیطها گشته، بطور مثال طبق آخرین آمارها در حال حاضر سالیانه در آمریکا حدود 300 هزار، در سوئیس 4 هزار و در آلمان 160 هزار نفر مورد تجاوز قرار می گیرند.[i]
در یک بررسی انجام شده در میان 47 هزار زن، در سال 1995 از سوی پنتاگون مشخص شد که 61% از زنانی که در ارتش آمریکا خدمت می کنند مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند. این رسوایی بخوبی روشنگر عواقب برابری، تساوی زن و مرد و اختلاط آنها است.
پس گسترش فمینیزم اروپا، شاهد تغییرات شدیدی درحوزه عشق، ازدواج و خانواده است. اخلاقیات سنتی جنسی به تدریج ناپدید گردیده و بوسیله دیگر اخلاقیات بسیار خشن برای زنان و نسبتا آزاد برای مردان جایگزین شده است.
اروپا در جستجوی مولفه هایی است که ابعاد خانواده را تعیین کند. چه اینکه در حال حاضر بر شمار زنانی که بدون پیوند زناشویی دارای فرزند می شوند، افزوده می شود. که این همه البته ناشی از تغییر نقش زنان و مردان و ارزشهای آنان است.
بدون شک، جنبش به اصطلاح دفاع از حقوق زن (فمینیسم) و روشنفکران حامی آن در حد قابل توجهی در فرهنگ کار و فعالیت هر دو جنس بشر، هرج و مرج و بی نظمی به وجود آورده است. و باعث نابودی خصایص رفتاری طبیعی انسانها شده است. بطوری که هر روز تعداد بیشتری از زنان به الگوهای رفتاری تهاجم و خشونت که الگوهایی خاص مردان بشمار می روند جذب می شوند، در عین حال میان مردان جوان نیز تمایلی به سوی "زنانگی" با بذل علاقه به مسائلی از قبیل مد و رسیدگی به جسم و تن مشاهده می شود.
آنچه بیشتر باعث هیجان زنان جوان می شود، قدم نهادن به حیطه های مخصوص مردان است که به عنوان تمایل به آمادگی خطر کردن و کامجویی توصیف می شود.[ii]
توجه نکردن به نقش مکمل و متفاوت این جنس و ضروت هماهنگی هر چه بیشتر آنها، موجب شده است که فمینیستها تصویری خشن و سلطه گر از جنس مرد ارائه دهند و در صدد مقابله و ستیز برای بازستاندن حقوق تاریخی از دست رفته برآیند و در مقابل مردها هم به حرکتهای مشابه متوسل شوند.
تأکید بیش از حد بر حقوق اجتماعی، سیاسی و مدنی و در اولویت قرار دادن اشتغال اقتصادی از یکسو و عدم توجه لازم به اخلاق، در کنار حقوق و بی مهری به نهاد خانواده و تحقیر وظیفه مادری و همسری، عملاً زیانهای جبران ناپذیری به همراه داشته است. کم شدن میزان ازدواج و ازدیاد طلاق و سست شدن خانواده و نقش فراوان آن در ناامنی اجتماع و بروز فساد و فحشا از آثار طبیعی تغییر نظام ارزشی است.
سلب مسئولیت اقتصادی از همسران و پدران و روانه کردن زنان به محیط کار با توجه به محدودیتهای جسمی زنان و نابرابری شرایط و زمینه های اقتصادی، عملاً به فقر بسیاری از زنان انجامید. همچنین خروج زن از محیط خانه موجب افزایش هزینه های خانه شد.
البته علاوه بر مشکلات فوق باید مسائل مربوط به محیط کار را نیز افزود. همچنین آسیب پذیر بودن بیشتر زنان به دلیل محدودیتهای جسمی و ناتوانی از انجام کارهای سنگین و تحقیر شدن توسط همکاران مرد، از جمله مشکلات زنان شاغل است.
به نظر فعالان فمینیسم بردگی و بهره کشی از زنان در کشورهای به اصطلاح توسعه یافته از بین رفته است ولی با نگاهی عمیقتر به نوعی جدید از بردگی و بهره کشی از زنان برمی خوریم که در نظام سرمایه داری، زن ابزار توسعه اقتصادی جذب سرمایه است، نه موجودی انسانی به همین سبب، زن در تبلیغات تجاری، فیلمهای سینمایی و صنعت توریسم از جایگاه ویژه ای برخودار است!!!؟
نهضت فمینیسم، مانند دیگر جریانهای اصلاحی در بستر زمان مورد استفاده قدرتها قرار گرفته است. در کشورهای غربی فمینیستها یک امتیاز بالقوه و دائمی برای احزاب سیاسی محسوب می شوند. احزاب سیاسی از تبلیغات و تظاهرات زن گرایان بهره میگیرند و وعده های کاندیداهای این احزاب به زنان، در واقع تضمینی برای پرشدن صندوقهای رأی به نفع خودشان است.
[i] - اسلام و فمینیسم / مجموعه مقالات به نقل از نشریه زمان 9/3/1995 چاپ ترکیه
[ii] - نقش زن درغرب از گذشته تا حال/ مجله صبح شماره 78 , بهمن 76