وبلاگ حمایت ازحقوق مردان

نابودی آینده جامعه توسط زن امروزبا قانون دیروزصورت می گیرد.

وبلاگ حمایت ازحقوق مردان

نابودی آینده جامعه توسط زن امروزبا قانون دیروزصورت می گیرد.

برداشتی آزادازلذات فلسفه

کم کم نهضت های آزادی زنان شکل می گیرند به شکلی که شکسپیر در “کمدی اشتباهات” چنین می گوید : «در رختخواب نتوانستیم بخوابیم زیرا او را به شتاب از ما می خواستند، سر سفره غذا نتوانستیم بخوریم زیرا او را به شتاب از ما می خواستند … ونگاه همه در مجالس و محافل به سوی او یود!»
آن ها حواس خود را جمع کردند و راه خود را پیش گرفتند، ما دیگر نمی توانیم آن ها را بزنیم، به جای آن که از گناهان ما به خشم آیند، سرگرم گناهان خویشند، اکنون آنها سیگار می کشند، مشروب می خورند، دشنام می دهند و فکر می کنند! و شوهران مغرورشان که وقتی این کارها در انحصارشان بود در خانه نشسته اند و مشغول بچه داری هستند!
آری آزادی زنان از عوارض انقلاب صنعتی است. زیرا انقلاب صنعتی، صنعتی شدن زن را موجب گشت چون زنان کارگران ارزانتری نسبت به مردان سرکش سنگین قیمت بودند.
نخستین قدم برای آزادی زنان در سال 1882 برداشته شد و قانونی وضع شد که به زنان بریتانیای کبیر این اجازه را می داد پولی را که به دست می اورند، برای خود نگه دارند. بدین ترتیب زنان نخستین مزد خود را با همان غرور و خوشحالی گرفتند که پسران فراری از مدرسه می خواهند با یک نخ سیگار مردی خود را ثابت کنند. او این بردگی جدید را با وجد و شادی پذیرفت، شادی کسی که سرانجام کاری پیدا کرده و خود را به نحوی سرگرم ساخته است. چون خانه خالی شد و جایی برای کار و زندگی در آن نماند، مردان و زنان آن را ترک گفتند و روی به صندوقچه ها و خوابگاه ها و خانه های زنبوری که آپارتمانش می نامند، نهادند.
بدین ترتیب کودکانی که در مزارع مایه شادی و کمک بودند در شهرهای پرجمعیت و آپارتمان های تنگ ، هم گران تمام می شوند و هم جلو دست و پا را می گیرند. چون عده کارگر در جهان رو به فزونی نهاد، داشتن فرزند زیاد دیگر باب روز نشد و می بایست جلو آن گرفته می شد و گرنه مردان همیشه تنگدست و نادان می ماندند. زن نوین به علت اشتغال در بیرون و کار نکردن در خانه، از نظر جسمانی ضعیف تر از پیشینیان خود گردید و حس زیبایی شناسی فرومایه مرد نوین نیز کار را بدتر کرد، زیرا مرد نوین تن باریک و لاغر را می پسندید. بدین گونه زنان بیش از پیش از آوردن کودکان ناتوان گشته و هر چه توانستند از مادر شدن گریزان گشتند و آن را به کمترین حد ممکن رساندند. پس از آن این ماشین نو، یا وسایل پیش گیری از آبستنی دور را به کمال رساند و بی سر و صدا به آزادی زن کمک کرد.
زن مغرورانه در مغاره، در کنار مرد ایستاد و مثل او کار کرد و فکر کرد و سخن گفت. بیشتر این آزادی از راه تقلید به دست آمد. آن عادات نیک و بد این مرد از مد افتاده را یکی پس از دیگری یاد گرفت، مانند او سیگار کشید، مانند او لباس پوشید و موی سرش را هم مثل او اصلاح کرد و در بی اعتنایی به مقدسات و در الحاد به رفتار او گرائید بلکه پا را از او هم فراتر نهاد. همانندی روزانه، مردان را زنانه و زنان را مردانه ساخت، مشاغل همسان و محیط یکسان هر دو جنس را تقریباً به یک شکل درآورد.
و آن روز دیر نخواهد بود که برای تمیز مرد از زن بر هر یک ورقه ای بچسبانند تا از پیشامدهای ناگوار جلوگیری شود، تازه باز هم نمی توان امیدوار بود.

پی نوشت : در روزگاران گذشته یک زن یا بایستی مادر می بود یا فاحشه! و در هر دو حال هر چه گشاده دست تر ، بهتر! زندگی مدرن به لزوم فرزندان اعتقادی ندارد، به همین جهت زنان را به فحشا وا می دارد تا خود را با مادری آلوده نکنند.  

 

www.lo0oki.wordpress.com

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد